برنامه پرسش وپاسخ دانشجویی بامسئولین به همت انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه گیلان
سیاسی، اجتماعی،مذهبي
اعضاي شوراي مركزي دانشكدههاي فني و علوم انساني دانشگاه گيلان انتخاب شدند.
هدايتزاده دبير انجمن اسلامي دانشگاههاي گيلان در گفتوگو با خبرنگار سياسي خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)، با اعلام اين خبر اظهار داشت: روزهاي سهشنبه و چهارشنبه هفته گذشته انتخابات اعضاي شوراي مركزي دانشكدههاي فني و معماري و علوم انساني دانشگاه گيلان برگزار شد.
وي افزود: آقايان احمدي و مازاده و خانمها ايزانلو، احمدي و شاهنظري به عنوان اعضاي شوراي دانشكده فني و معماري و همچنين آقايان هاشمي و زروندي و خانمها محمديپور، شهسوار و پرگر به عنوان اعضاي شوراي مركزي دانشكده علوم انساني انتخاب شدند.
دبير انجمن اسلامي دانشگاههاي گيلان همچنين گفت: انتخابات شوراي مركزي دانشكدههاي دانشگاههاي گيلان بيست و دومين دوره انتخابات انجمن بوده است و هفته آينده نيز از اساتيد نمونه دانشگاه تجليل خواهد شد و اين هفتمين سال است كه انجمن اسلامي دانشگاه گيلان اين اقدام را انجام ميدهد. انتهاي پيام
سپس مشغول پرکردن آن شدم تا این که رسیدم به این سوال "سابقه کاری شما؟".
در همین حین با خود گفتم، بهتر است که نهایت صداقت را به کار ببرم و واقعیت را بنویسم.
اما آن واقعیت "عدم سابقه کاری" نبود، بلکه "16 سال سابقه تحصیل در نظام آموزشی جمهوری اسلامی" بود!!!!!
سپس با خیال راحت با خود گفتم: صددرصد استخدام می شوم؛ چراکه هم با صداقت نوشتم و هم از سابقه زیادی برخوردار هستم!!!!!!!!
آری او را، نامش را نمی برم، چرا که برخی ها به دنبال آن هستند!
فقط بدان که دانشجو بود!
از کنار ایستگاه اتوبوس رد می شدیم و طبق معمول به دنبال گمگشته خویش بودیم، اما گویا چشمانمان برخلاف روزهای دیگر، چیز نایاب دیگری را ناخواسته برایمان یافته بود!
آن چیزی نبود، جزء بنرهای بسیار کوچک و بسیار با محتوا در مورد مسأله ای به نام عفاف و حجاب! چه برای آقا پسرها و چه برای دخترخانم ها!
در همین لحظه، او همان دانشجوی دیروز! به من گفت:
آیا قوانینی هم برای افزایش سطح آگاهی مسئولین دانشگاه در رعایت عفاف و حجاب هم وجود دارد؟
من هم با اندکی مکث گفتم: آری - ولی دانشجویان مهمترند،آن ها قشر فرهیخته مملکت هستند، آن ها جوان هستند و جویای نام، آن ها در اویل زندگی به سر می برند؛ اما از مسئولین ما سن و سالی گذشته!
سپس او با لبخندی بر لب، ام قلبی اندوهناک و سرشار از تلخی های روزگار و آدم هایش به من گفت:
"گویا از منظر و نگاه مسئولین، در اسلام به پرداختن و رعایت عفاف و حجاب در فصل گرما بیشتر توصیه شده است تا در فصول دیگر"
و "شاید هم بخش نامه ها در دستگاه فکس گیر کرده بود و الان رونمایی شده است."
اما من هم نمی دانستم چه بگویم؛ ولی به عنوان آخرین بحث به او گفتم:
"همانطور که مسئولین به ما حسن ظن دارند و بر این عقیده و باور هستند که«لزوما هر خانم غیر چادری، بی خدا و ملحد نیست/ و هر خانم چادری نیز، لزوما مومن حقیقی نیست»"
پس بنابراین بهتر است که ما هم با حسن ظن تمام بگوییم:
" سر مسئولین تا الان شلوغ بوده و مجال پرداختن به این امر را نداشتند و هم اکنون هم سعی دارند تا مدیریت خوبی داشته باشند"
در این تحقیق مروری داریم بر:
تاریخ و چگونگی به وجود آمدن احزاب در ایران و جهان چگونه است؟
چگونگی شکل گیری جناح «راست» و «چپ» در بعد از انقلاب
سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی
حزب جمهوری اسلامی
جناح چپ سنتی
مجمع روحانیون مبارز
جناح راست سنتی
انتظارات رو به افزایش مردم در امور اقتصادی و شعارهای نسبتا عقلانی طیف راست
اجبار ساخت اقتصادی و سیاسی بین المللی
خلاء قدرت ناشی از ارتحال امام (ره)
فروکش کردن شورانقلابی مردم و گرایش به واقعیات
دیدگاه های سیاسی، اجتماعی و اقتصادی جناح راست سنتی
جامعه روحانیت مبارز
تشکیلات وابسته یا همسو با جامعه روحانیت مبارز
روزنامههای همسو با جامعه روحانیت مبارز
جناح راست مدرن
دیدگاههای سیاسی، اجتماعی و اقتصادی جناح راست مدرن
گروه کارگزاران سازندگی
جناح راست سنتی افراطی موسوم به رسا
دیدگاههای سیاسی، اجتماعی و اقتصادی گروه رسا یا همان راست سنتی افراطی
جناح چپ مدرن
دیدگاه های و مواضع سیاسی، اجتماعی و اقتصادی
و منابع تحقیق
مابقی در ادامه مطلب
دو روز بعد هم، نزد کرام الکاتبین
سه روز بعد هم، به خدا قسم نمی دانم!اما گویا می گویند:"بهشت یا جهنم!"
شهادت سرفصل کتاب آفرینش
"حضرت فاطمه زهرا(س)"
بر همه محبان اهل بیت تسلیت.

دیشب هوا مه آلود بود.
دیشب هوا تاریک بود.
دیشب هوا روشن شد.
دیشب برخلاف همیشه آفتاب زودتر از زمان های گذشته طلوع کرد و این برای دانشجویان دانشگاه گیلان تازگی داشت!
اما ما همیشه در مورد رشت می گفتیم که امکان دارد که در شب هم، آفتاب در آسمان نمایان شود ولی هیچ گاه فکر نمی کردیم که از ساختمان ریاست دانشگاه آفتاب طلوع زودرس کند!
دیشب را هیچ گاه فراموش نمی کنم؛ چراکه به راستی "میزان نفرت دانشجویان از مسئولین" بر من بیش از پیش هویدا شد و دیگر یقین دارم که هیچ رابطه ای مثبت میان "اکثریت دانشجویان" و "مسئولین دانشگاه" وجود ندارد.
دیشب دانشجویان به جای استرس داشتن برای نگاه کردن به آتش، با اعتماد به نفس کامل به شعله های آتش که "بیت المال" را به نیستی می برد، نگاه می کردند!
دیشب فریاد اعتراضی "علی ی ی یِ دایی" از ورزشگاه آزادی به "محوطه ساختمان مرکزی دانشگاه گیلان" کشیده شد با این تفاوت که در مستطیل سبز کسی به خاطر آن فریاد ها پابه فرار نمی گذاشت! اما در ساحت مقدس دانشگاه..........!
دیشب فریاد "مرگ بر آمریکا" دانشجویان از دانشگاه گیلان به کاخ سفید هم رسیده، تا جایی که مستکبران جهان مسئولیت "طلوع خورشید از ساختمان مرکزی" را بر عهده گرفتند!
دیشب سرود دسته جمعی "ای یار دبستانی من" جای خود را به کنسرت دسته جمعی مازنی"بَمیرم، بَمیرم" داده بود! و این یعنی دانشجو دیگر دوست ندارد، سرودهای غمگین را بر لبان خویش جاری سازد!
شاید بسیاری از افراد با دیدن چهره های جوانان در طول روز با خود می گویند:« چقدر این افراد شاد هستند و گویا از زندگی چیزی نمی فهمند و آدم های بی خیال هستند. » اما من با خود می گویم:« این افراد کسانی هستند که برای فرار از غم شب، روز خویش را به شادی (ظاهری) سپری می کنند و تنها ظاهر آن ها خندان و شاد است؛ چراکه دل های آن ها سرشار از یأس و ناامیدی می باشد»